مقايسه اي مابين شركت هاي در حال رشد و شركت هاي پير

شركت هاي پير<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

ـــــــــــــــــــــــــــــ

1.       موفقيت هاي افراد نتيجه محافظه كاري آنهاست

2.       نتايج بر انتظارات ترجيح دارند

3.       نقدينگي بالا است

4.       تاكيد بر شكل و ظاهر و قالب است به عوض عملكرد

5.       چگونه انجام شد و چه كسي انجام داد مهم است.

6.       افراد را به لحاظ شخصيت و مقامشان حفظ مي كنند نه بخاطر فداكاريشان براي سازمان.

7.       انجام هر كاري ممنوع است، مگر اينكه مخصوصاً و مشخصاً مجاز شده باشد.

8.       هر فرصت به مثابه يك مساله و مشكل انگاشته   مي شود.

9.       قدرت سياسي شركت در اختيار قسمت هاي حسابداري، مالي و حقوقي است.

10.    دستمزدها توسط كارگزيني تعيين مي گردند.

11.    اختيـــ.ارات با مسئوليــــت مطابقــــت داده       نمي شود(مسئوليت هاي مشخص و افزون بر اختيارات نامشخص مي باشد).

12.    مديريت توسط سازمان كنترل مي شود

13.    مديريت توسط اينرسي سازمان حركت مي كند.

14.    براي تغيير رفتار سازمان بايد فرهنگ سيستم تغيير كند.

15.    در سازمان پرخاش و اهانت رواج دارد.

16.    سمت گيري سازمان در تمايل به سود است.

17.    سياست عدم تخلف از قواعد در سازمان جاري است.

 

شركتهاي در حال رشد

ــــــــــــــــــــــــــــ

1.       موفقيت هاي افراد ناشي از خطر پذيري آنهاست

2.       توقعات فراتر از نتايج است

3.       نقدينگي ضعيف است

4.       تاكيد بر عملكرد است به عوض ظاهر و قالب و شكل ظاهري

5.       چرا و چه كار بايد انجام داد مهم است.

6.       افراد را به لحاظ فداكاري كه براي سازمان دارند حفظ   مي كنند.

7.       انجام هر كاري مجاز است مگر اينكه مخصوصاً و مشخصاً ممنوع شده باشد.

8.       هر مساله اي به مثابه يك فرصت نگريسته مي شود.

 

9.       قدرت سياسي شركت در دست قسمتهاي بازاريابي و فروش است.

10.    دستمزدها براساس توان مالي شركت تعيين مي گردند.

11.    مسئوليـــــت محولــه با اختيارات مطابقت داده          نمي شود(اختيارات مشخص و افزون بر مسئوليت هاي نامشخص مي باشد).

12.    مديريت سازمان را كنترل مي كند.

13.    مديريت نيروي حركتي سازمان را تائيد مي كند.

14.    تغيير مديريت مي تواند به تغيير رفتار سازمان بيانجامد.

15.    سازمان نيازمند مشورت و مشاوره است.

16.    سمت گيري سازمان در جهت فروش است

17.    ايجاد ارزش افزوده، هدف محسوب مي شود.

 

/ 0 نظر / 5 بازدید