معماری اطلاعات Information Architecture

زمينه پيدايش معماری اطلاعات

در اوايل دهه 90 ميلادی، با رشد انفجارگونه فناوري‌هاي اطلاعات جديد به ويژه با ابداع وهمه‌گير شدن فناوري اينترنت و محيط‌هاي چندرسانه‌اي، سازمانهاي بزرگ كاربردهاي متنوع اين فناوري‌ها در واحدهاي تابعه خود روبه‌رو شدند كه هر يك در جهت خاصي در حال گسترش بود اين سازمان‌ها از سويي زير فشار تقاضاهاي بزرگ روز افزون كاركنان خود و از سوي ديگر با دسترسي به بازار هر دم گسترش يابنده محصولاتي و خدماتIT، ناگزير از استخدام و بكارگيري عملي محيط‌ها و فناوريهاي جديد بودند. بكارگيري مداوم فناوري‌هاي اطلاعاتي جديد مستلزم سرمايه‌گذاري هنگفتي در اين زمينه بود كه براي انجام آن نياز به توجيه اقتصادي كافي و برنامه‌هاي راهبردي احساس مي‌شد. اين امر در مورد سازمان‌هاي دولتي كه براي تامين هزينه‌هاي خود به بودجه عمومي دولت آمريكا متكي بودند، با شدت بيشتري خود را آشكار مي‌كرد . به دليل شتاب روز افزون نوآوري در زمينه IT، سرمايه‌گذاري‌هاي بي هدف در بكارگيري فناوري‌هاي جديد، به سرعت كهنه شده و بدون بازگشت اوليه منجر به خروج سرمايه از چرخه منابع سازما‌ن‌ها ميشد.

در سال 1992، وزارت دفاع آمريكاDOD(Department Of Defenseپروژه‌اي تحقيقاتي را آغاز كرد كه به اختصار TAFIMArchitectural Frame work for Information)(Technicalناميده مي شد ، هدف از اين پروژه، تهيه يك طرح جامع براي چارچوب بخشيدن و هماهنگ كردن كليه منابع اطلاعاتي در داخل مجموعه وزارت دفاع بود در سال 1994، وزارت دفاع آمريكا با انتشار بيانيه‌اي واحدهاي تابعه خود را ملزم به اجراي نتايج TAFIMو انطباق سيستم‌هاي اطلاعاتي خود با آن نمود TAFIMاز آن تاريخ تاكنون همواره در حال بازنگري و اصلاح بوده ودر حال حاضر نسخه 3 آن توسطDODاستفاده مي‌شود.

تجربه وزارت دفاع مورد استقبال ساير وزارتخانه‌ها و موسسات دولتي فدرال قرار گرفت و روش‌ها و الگوهاي بكار رفته در TAFIMدر ساير سازمانها نيز به كار گرفتهشد.

در سال 1996 قانوني در كنگره آمريكا به تصويب رسيد كه به قانون كلينگر كوهنClinger-Cohe Actمعروف شد.

مطابق اين قانون، همه وزارتخانه‌ها و سازمان‌هاي فدرال آمريكا ملزم شدند معماريITخود را تنظيم كنند. مسئوليت تدوين، اصلاح و اجراي معماري ITيكپارچه در هر سازمان مطابق اين قانون برعهده مدير ارشد اطلاعاتي CIO (Chief Information Officer)آن سازمان قرار گرفت. قانون كلينگر كوهن، معماري ITرا چنين تعريف مي‌كرد :

«يك چارچوب يكپارچه براي ارتقاء‌ يا نگهداري فناوري موجود و كسب فناوري اطلاعاتي جديد براي نيل به اهداف راهبرديسازمان و مديريت منابع آن. به دنبال تصويب قانون كلينگر ـ كوهن، كه مهمترين سند قانوني در مورد الزام تنظيم معماري اطلاعاتي در سازمانهاي دولتي آمريكاست، سازمان مديريت و بودجه ریزی آمریکا OMB (Organization of Management and Budgeting) نيز در رهنمودي كه در سال 1996 منتشر ساخت، بر لزوم هماهنگي طرح ها و هزینه هاي انجام شده توسط موسسات دولتي آمریکا با معماري ITسازماني و فدرال، تاكيد نمود. پس از آن تاريخ تقريبا همه موسسات فدرال آمريكا، از جمله وزارتخانه‌ها، سازمان‌ها، نيروهاي نظامي و دانشگاه‌هايي كه از بودجه دولتي استفاده مي‌كنند، پروژه‌هايي را براي تنظيم و تدوين معماري اطلاعاتي خود به انجام رسانده‌اند.

دو سال پيش، شوراي مديران ارشد اطلاعاتي (CIO Council) آمريكا، سندي را منتشر ساخت كه حاوي چارچوب معماري سازماني دولت فدرال آمريكاست. اين سند هنوز در حال بازنگري و اصلاح است، اما در همين حد هم مي‌توان آن را معماري اطلاعاتي دولت فدرال آمريكا ناميد.

به اين ترتيب ملاحظه مي‌شود كه رهيافت معماري اطلاعاتي IAپيشينه‌اي درحدود كمتر از يك  دهه دارد و در اين مدت نيز عمدتا توسط موسسات دولتي آمريكا به كار گرفته شده است ولي بعنوان يك الگوی مناسب در دنیا پذیرفته شده است.

 

 

دلايل بكارگيري معماري اطلاعات

 

معماري اطلاعات (Information Architecture)كه به عنوان معماري سازماني فناوري اطلاعاتي (Information Technology Enterprise Architecture)يا به اختصار معماري سازماني(Enterprise Architecture)  نيز شناخته مي‌شود، رهيافتي است براي فراهمآوردن يك چارچوب سازماني براي هماهنگ كردن و همسو سازي كليه فعاليتها و عناصر فناوري اطلاعاتي (IT) در درون يك سازمان.

1- تنوع فناوري‌هاي جديد كه در سازمان‌ها به كار گرفته مي‌شود :

 در واقع مي‌توان گفت همانگونه كه در اواخر دهه 1970 ميلادي، تنوع پايگاه‌هاي داده‌اي در سازمان‌ها منجر به طرح و ارائه متدولوژي‌هاي داده‌گرا و ايده‌هاي مهندسي اطلاعات شد، تنوع  فناوريهاي جديد اطلاعاتي نيز به طرح ايده معماري سازمانيITانجاميد، كه اساساچارچوبي است براي يكپارچه سازي منابعIT .

 

 2-   تحول سريع محيط‌هاي سخت‌افزاري و نرم‌افزاري :

 در ده سال گذشته، محيط‌ها و فناوري‌هاي اطلاعاتي با سرعت چشم‌گيري در حال تغيير و تحول بوده‌اند. برآورد شده است كه در دهه 80، يك كارشناسITزماني در حدود 3 تا 5 سال براي تسلط بر روي يك فناوري اطلاعاتي جديد را در اختيار داشت، در حالي كه اين زمان در سال‌هاي دهه 90، به حدود 6 تا 18 ماه رسيده است. به عبارت ديگر، فناوري‌هاي جديد اطلاعاتي، هنوز از گرد راه نرسيده كهنه مي‌شوند و سازمان‌ها براي مجهز نگهداشتن خود به آخرين فناوري‌ها، ناگزيرند به طور مستمر هزينه‌هاي هنگفتي متحمل شوند.

 

 3-  سازما‌ن‌هاي گسترده بويژه موسسات دولتي، به دليل گستردگي خود و همچنين ماهيت فعاليت‌هايشان ناگزيرند به صورت روز افزوني از منابع خارجي سازمان استفاده كنند(Outsourcing). اين امر بويژه در زمينهITامروزه به يك قاعده عمومي تبديل شده است. در چنين اوضاع و احوالي، طبيعي است كه استانداردهاي فني و محيط‌هاي كاري پيمانكاران خارجي، بتدريج به سازمان تحميل شده و در نتيجه محيط فني متشنجي را ايجاد كند.

 

 4- محدوديت بودجه و منابع مالي، كه بويژه در موسسات دولتي و عمومي بيشتر خود را آشكار مي‌سازد، سازمان‌ها را وا می دارد که در زمينهسرمايه ‌گذاري بر رويITبا دقتو صرفه‌جويي بيشتري عمل كنند و در نتيجه براي هر هزينه‌اي، دلايل و توجيهات اقتصادي محكمي مورد نياز است.

از آنجا كهIAيك رهيافت عام برنامه‌ريزي و مديريت فناوري اطلاعات است، براي درك بهتر آن ضروري است ابتدا مباني نظري و مفاهيم اساسي آن به درستي شناخته شود. طراحان IA مؤکداً توصيه  می کنند که قبل از اجرای IA در هر سازمان، چارچوب كلي روش با توجه به اقتضائات خاص سازمان بومي‌سازي شود. به همين دليل درك مفاهيم كليIAبه مراتب بيشتر از شناخت كاربردهاي خاص آن اهميت دارد.

الگوي پايه‌اي كه در IAاز آن استفاده مي‌شود. مدل معماري سازماني Enterprise Architectureنام دارد كه توسط موسسه‌ ملي استانداردها و فناوري آمريكاNIST(National Instituteof Standards and Technology) پيشنهاد شده است. اين مدل، الگويي را براي مدل سازی عناصر ITدر يك سازمان فراهم مي‌كند كه از پنج لايه Tierزير تشكيل شده است:

 

·  معماري كاري: منظور از لايه Business در یک سازمان در،‌ ماموريت،اهداف، چشم انداز و راهبردهاي دراز مدت آن است كه در واقع علت وجودي سازمان و نحوه تحقق اهداف آن را بيان مي‌كند. ماموريت و اهداف يك سازمان، فرآيند‌هاي كاري آن را تعيين کرده، اساسي‌ترين لايه معماري يك سازمان مي باشند، زيرا ماموريت‌ها و اهداف آن بندرت و تنها در اثر تحولات اجتماعي و تاريخي دامنه‌دار ممكن است تغيير كند (به عنوان مثال تغيير ماموريت شهرداري‌ها از موسسات خدمات شهري به سازمان‌هاي مديريت و برنامه‌ريزي شهري). معماري كاري سازمان مستقيما توسط مديريت ارشد سازمان تعيين شده و در سطوحبالاي سازمان ملموس است.

 

· معماري اطلاعاتي: سازمان براي دستيابي به اهداف خود، به اطلاعات و منابع اطلاعاتي نياز دارد. در اين لايه، عناصر و منابع اطلاعاتي سازمان از ديد كاربرد، توزيع و دسترس‌پذيري مطرح ميِ‌شود. چه اطلاعاتي در سازمان توليد مي‌شود؟ اين اطلاعات چگونه توزيع مي‌گردد؟ چه كساني به چه اطلاعاتي دسترسي دارند؟ چگونه اين اطلاعات براي تصميم‌گيري، برنامه‌ريزي و انجام فعاليت‌هاي روزمره مورد استفاده قرار مي‌گيرد؟ ... سوالاتي از اين دست، در لايه اطلاعات مطرح شده و به آنها پاسخ داده مي‌شود. مديريت ارشد مياني و همه تصميم‌گيران سازماني با اين لايه درگير هستند.


· 
معماري سيستم‌هاي اطلاعاتي: در اين لايه تعداد و توزيع برنامه‌هاي كاربردي كه توليد و دستيابي به اطلاعات را ممكن مي‌سازند، تعيين مي‌شوند. هر سيستم داراي الگوي اطلاعاتي، عملياتي و كاربردي خود مي‌باشد كه بايد لايه در لايه كاربردها، و جايگاه آن در كل سازمان تعيين شود. وظيفه اين برنامه‌هاي كاربردي، تبديل داده‌ها به اطلاعات و ارائه اطلاعات به تصميم‌گيران سازمانياست.

 

· معماري داده‌ها: در لايه داده‌ها،‌ محتوا و شكل پايگاه‌هاي داده‌اي سازمان، الگوهاي ذخيره‌سازي و تبادلي آنها مورد بحث قرار مي‌گيرد. به عنوان مثال مدل داده‌اي سازمان (موجوديت‌ها و روابط بين آنها) يكي از مولفه‌ های مهم لايه داده‌هاست. برخلاف لايه اطلاعات، گستره پوشش اين لايه بسيار وسيع مي‌باشد و علاوه بر مديريت و مراجع تصميم‌گيري، همه كاركنان عملياتي سازمان را در بر مي‌گيرد. از سوي ديگر تغيير و تحول در اين لايه به مراتب بيشتر از لايه اطلاعات است.

· معماريفناوري (نرم‌افزار،سخت‌افزار،ارتباطات):در پايين‌ترين لايه مدل سازماني IT، محيط سخت‌افزاري،نرم‌افزاري و ارتباطي لازم براي اجراي سيستم‌هاي اطلاعاتي و گردش اطلاعات و عمليات تعيين مي‌شود. عناصر اين لايه، در معرض سريع‌ترين تغييرات و دگرگوني‌ها قرار دارند. تقريبا هر 6 ماه يكبار نسل جديدي از پردازنده‌ها وارد بازار مي‌شود. برنامه‌نويسي، سيستم‌هاي عامل، نرم‌افزارهاي مديريت پايگاه داده‌ها و از همه مهمتر نرم‌افزارهاي ارتباطي  دائما در حال ارتقاء و تغيير نسل هستند. هر تغييري در يك مولفه، بلافاصله تغيير ساير عناصر اين لايه را ضروري مي‌سازد. به اين ترتيب، معماري سازمان در لايه فن‌آوري دائماً در حال تغيير و توسعه است.

مراحل پروژه معماري اطلاعات در يك سازمان

 

 

1. تعريف چشم انداز، اهداف و اصول IT:اين مرحله با تعريف پروژه تعيين گروه مجري و تخصيص بودجه شروع مي‌شود. هدف از اين مرحله به دست دادن تعريفي اوليه از چشم انداز، اهداف و ساختار سازماني و همچنين شناسايي عوامل كليدي موفقيت

(CSF: Critical Success Factors) است. روش كار، همانند همه متدولوژي‌هاي برنامه‌ريزي استراتژيك عبارتست از تعريف رسالت (Mission)، تعيين چشم‌انداز (Vision)، فهرست كردن سلسله مراتب اهداف اساسي يا راهبردي سازمان - مقاصد (Objectives) و اهداف (Goals) - تبيين سياست‌هاي كلي وخط‌مشي‌ها (Policy) و شناسايي و رده‌بندي عوامل كليدي موفقيت. هر يك از اين اجزاء، به صورت منطقي ودر تعامل با مديريت ارشد سازمان، از اجزاي قبلي استخراج مي‌شود. تاكيد مي‌شود كه اين اهداف بايد با برنامه‌ راهبردي سازمان مبتني باشد.

در جريان اين مرحله،يك نمودارمحيطي كلان (Business ContextDiagram) براي سازمان ترسيم مي‌شود كه در آن عوامل بيروني مانند نيازهاي بازار، تامين كنندگان و مشتريان مشخص مي‌شوند. همچنين با انجام مصاحبه ها ، کارگاه های آموزشی و سمینارهای توجیهی ، مجموعه ای از اصول IT سازمان استخراج مي‌شود. منظور از اصول ITاحكام ثابتي است كه در واقع فلسفه وجودITT

/ 1 نظر / 27 بازدید
مهیار و مهراز--------وبلاگ زولبیا------

با سلام....سلام به شما دوست خوبم(خوب چرا دوبار سلام کردم خوب سلام سلامتي مياره عزيزم)......خيلي خوشحال شدم وقتي به وبلاگ شما سر زدم يه کم از مطالبشو خوندم بقيه اين مطالب رو ميزايم وقتي آف شديف...راستي ما دو نفريم(خوب اينو که از اون بالا هم ميشه ديد باز سوتي داديما)..در کلو از شوخي گذشته دوست داريم با شما دوست باشيم و هميشه تا جايي که امکان داره از وبلاگ شما بازديد کنيم...در ضمن يه خواهش از شما داريم هر وقت وبلاگت به روز شد يه سر به ما بزنيد و ما رو در جريان بزاريد..خوب مثل اينکه چونمون باز گرم گرفت يه سر به ما بزنيد خيلي خوشحال ميشيم..راستس نظرتون در مورد تبادل لينک و لوگو چيه خوشحال ميشم به شما لينک بدم...ارادتمند شما مهيار و مهراز .......با باي