مديريت كيفيت -- Quality Management

علت ريشه ای !!!

نعل اسبی در روستايی خوب تعبيه نشد ،

و اسبی راهوار از مسير خارج شد ،

و جنگجويی سلحشور از اسب به زمين افتاد ،

و کشوری بی دفاع ماند ،

و جنگ مغلوبه شد ،

و کشوری به آرزوهايش دست نيافت.

                                                      بنجامين فرانکلين

+ Gholamreza Hemmatee ; ٢:۳۸ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ۱٢ شهریور ،۱۳۸٢
comment نظرات ()

معادله رياضی کسب و کار در عصر اينترنت

كسب و كار الكترونيكی =  تجارت الكترونيكی + سيستمهای اطلاعاتی هوشمند + مديريت روابط با مشتری + مديريت شبكه تامين كنندگان + برنامه ريزی منابع شركت
                            [EB = EC + BI + CRM + SCM + ERP]
+ Gholamreza Hemmatee ; ۳:۱٦ ‎ب.ظ ; دوشنبه ۱٠ شهریور ،۱۳۸٢
comment نظرات ()

كندي سازمانها

§       دسترسي ديرهنگام به نتيجه هاي دلخواه , ناشي از كندي انجام وظيفه ها نيست .

§       كندي ما از اين است كه پاره اي از افراد وظيفه هايي غيرضروري انجام مي دهند و در فاصله ميان انجام دو وظيفه نيز وقت زيادي تلف مي شود .

§       وجود اشتباه در نتيجه نهايي كار به دليل بدكاركردن افراد نيست , بلكه علت برداشت نادرست از دستورهاي سرپرستان و يا اطلاعات رسيده از همكاران مي باشد .

§       انعطاف ناپذيري سازمان به اين دليل نيست كه كاركنان در انجام وظايف خود روش ثابت و يكتواختي دارند بلكه بدان علت است كه كسي نمي داند كه وظيفه هاي جداگانه چگونه بايستي تركيب شوند تا نتيجه دلخواه بدست آيد .

§       هزينه هاي سنگين سازمانها گوياي اين مطلب نيست كه انجام وظيفه هاي مستقل پرهزينه اند زيرا علت واقعي آنست كه ما افرادگوناگوني را به كار مي بريم تا از تركيب مناسب وظيفه هاي جداگانه اي كه نتيجه نهايي را به بار خواهند آورد مطمئن شوند .

§       مشكل نه در انجام وظيفه ها و فعاليتهاي مستقل بلكه در چگونگي پيوند دادن آنها و يك كل نهفته است .

§       نتيجه اينكه : امروزه مشكل كندي سازمانها ريشه در عدم فرآيندگرايي دارد .

 

 

 

                                                       دكتر مايكل همر 

 

+ Gholamreza Hemmatee ; ۳:٤٧ ‎ب.ظ ; یکشنبه ٩ شهریور ،۱۳۸٢
comment نظرات ()

يک لينک فارسی در مورد EFQM

متن زير  نقل از اين سايت است :          http://efqm.radan.ir/   

- رهبري:
اين معيار بررسي ميكند كه رهبران به چه ميزان ماموريت Mission و چشم انداز Vision شركت را مشخص نموده اند و چگونه امكان توسعه و دست يابي به آن را فراهم نموده اند. اين معيار شامل ۵ زير معيار به شرح زير است :

۱-۱- رهبران ماموريت ، دورنما ، ارزشها و اصول اخلاقي سازمان را بوجود آورده و خود الگوي فرهنگ سرآمدي در سازمان ميشوند.
۱-۲- رهبران شخصا به منظور اطمينان يافتن از ايجاد و بكارگيري سيستم مديريت سازمان و بهبود مداوم آن مشاركت مينمايند.
۱-۳- رهبران با مشتريان ، شركا و نمايندگان جامعه در تعامل هستند.
۱-۴- رهبران فرهنگ سرآمدي را در كاركنان سازمان تقويت ميكنند.
۱-۵- رهبران تحولات سازماني را شناسايي و از آن حمايت ميكنند.


۲- خط مشي و استراتژي:
اين معيار مشخص ميكند كه چگونه سازمان ماموريت و چشم انداز خود را از طريق يك استراتژي مشخص بيان ميكند و چگونه خط مشي ها ، برنامه ها ، اهداف ، مقاصد و فرايندها براي تحقق استراتژي ها ، بوجود آمده و جاري ميگردند.اين معيار شامل ۴ زير معيار به شرح زير است :

۲-۱- خط مشي و استراتژي مبتني بر نيازها و توقعات حال و آينده ذي نفعان ميباشد.
۲-۲- خط مشي و استراتژي بر اساس اطلاعات حاصل از اندازه گيري عملكرد ، تحقيقات ، يادگيري و فعاليتهاي مرتبط برون سازماني ميباشد.
۲-۳- خط مشي و استراتژي ايجاد ، بازنگري و به روز ميگردد.
۲-۴- خط مشي و استراتژي در سازمان انتقال يافته و از طريق فرايندهاي كليدي جاري ميگردد.


۳- منابع انساني:
در اينجا مشخص ميگردد كه چگونه سازمان دانش و تواناييهاي منابع انساني خود را به طور انفرادي ، تيمي و در سطح سازمان مديريت كرده ، توسعه داده و مورد بهره برداري قرار ميدهد و آنها را به گونه اي برنامه ريزي مينمايد كه خط مشي و استراتژي سازمان و اجراي موثر فرايندها مورد پشتيباني قرار گيرند.اين معيار شامل ۵ زير معيار به شرح زير است :

۳-۱-منابع انساني برنامه ريزي ، مديريت و بهبود مي يابند.
۳-۲- دانش و شايستگي كاركنان شاسايي شده ، توسعه يافته و حفظ ميگردد.
۳-۳- كاركنان مشاركت داده شده و توانمند ميگردند.
۳-۴- كاركنان و سازمان گفتمان دارند. (منظور بگو مگو نيست!)
۳-۵- كاركنان مورد تشويق ، تقدير و توجه قرار ميگيرند.


۴- شراكتها و منابع:
در اينجا مشخص ميگردد كه چگونه سازمان فرايندها را طراحي و مديريت نموده و بهبود ميدهد تا از خط مشي و استراتژي سازمان و اجراي موثر فرايندهاي سازمان حمايت گردد.اين معيار شامل ۵ زير معيار به شرح زير است :

۴-۱- مشاركتهاي برون سازماني مديريت ميگردند.
۴-۲- منابع مالی مديريت ميگردند.
۴-۳- ساختمانها ، تجهيزات و مواد مديريت ميگردند.
۴-۴- فناوري (تكنولوژي) مديريت ميگردد.
۴-۵- اطلاعات و دانش مديريت ميگردد.


۵- فرايندها:
در اينجا مشخص ميگردد كه چگونه سازمان فرايندها را طراحي و مديريت نموده و بهبود ميدهد تا از خط مشي و استراتژي سازمان حمايت گردد و ضمن جلب رضايت كامل براي مشتريان و ديگر ذي نفعان به طور روز افزون براي آنها ايجاد ارزش نمايد.

۵-۱- فرايندها بطور نظام مند طراحي و مديريت ميگردند.
۵-۲- فرايندها در صورت نياز با استفاده از نو آوريها به منظور كسب رضايت كامل و ايجاد ارزش افزوده براي مشتريان و ساير ذي نفعان بهبود مي يابند.
۵-۳- محصولات و خدمات بر اساس نيازها و انتظارات مشتريان طراحي و تكوين ميابند.
۵-۴- محصولات و خدمات توليد و تحويل شده و پشتيباني ميگردند.
۵-۵- روابط با مشتري مديريت و تقويت ميگردد.


۶- نتايج مشتريان:
اين معيار مشخص ميكند كه سازمان در ارتباط بامشتريان بيروني خود چه نتايجي بدست مي آورند. اين معيار از دو معيار فرعي به شرح زير تشكيل ميگردد:

۶-۱-شاخصهاي برداشتي: برداشت مشتريان از سازمان
۶-۲- شاخصهاي عملكردي: عملكرد سازمان به منظوردرك ، پيش بيني و بهبود عملكرد خود در رابطه با مشتريان


۷- نتايج منابع انساني:
اين معيار مشخص ميكند كه سازمان در ارتباط با منابع انساني خود چه نتايجي بدست مي آورد و از دو معيار فرعي به شرح زير تشكيل ميگردد:

۷-۱-شاخصهاي برداشتي: برداشت كاركنان از سازمان
۷-۲- شاخصهاي عملكردي: عملكرد سازمان به منظوردرك ، پيش بيني و بهبود عملكرد كاركنان


۸- نتايج جامعه:
اين معيار مشخص ميكند كه سازمان در ارتباط با جامعه محلي ، ملي و بين المللي چه نتايجي بدست مي آورد و از دو معيار فرعي به شرح زير تشكيل ميگردد:

۸-۱-شاخصهاي برداشتي: برداشت جامعه از سازمان
۸-۲- شاخصهاي عملكردي: عملكرد سازمان به منظوردرك ، پيش بيني و بهبود عملكرد خود در برابر جامعه


۹- نتايج كليدي عملكرد:
اين معيار مشخص ميكند كه سازمان در ارتباط با عملكرد برنامه ريزي شده خود چه نتايجي بدست مي آورد و از دو معيار فرعي به شرح زير تشكيل ميگردد:

۹-۱-دست آوردهاي كليدي عملكرد: متناسب با اهداف و مقاصد سازمان شاخصهاي مختلفي ميتواند مورد سنجش قرار گيرد
۹-۲- شاخصهاي كليدي عملكرد: معيارهاي عملياتي كه سازمان از آنها به منظور پايش و درك فرايندها و پيش بيني و بهبود دستاوردهاي كليدي عملكرد خود استفاده مينمايد.

+ Gholamreza Hemmatee ; ٦:٥۸ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ٦ شهریور ،۱۳۸٢
comment نظرات ()

در باره فرايند

  

فرايند مانند جعبه جادويي است كه از يك سو درونداد را گرفته
و از سوي ديگر بروندادي با ارزش افزوده بالاتر پس مي دهد.
 
فرايند = گروهي از وظايف مرتبط كه داراي هدف مشترك (ايجاد محصول با ارزش براي
مشتري ) مي باشند .
 
فرايندها هميشه در سازمان وجود دارند ولي به دليل بخش بخش بودن ,  نامرئي بودن ,
بي نام و بدون مسئول بودن از ديد پنهانند. به همين جهت اكثر مديران در زمينه كاركرد
فرايندهاي سازمان خود نا آگاهند. اين مديران مي توانند در خصوص وظايف سازماني
اطلاعات عرضه نمايند ولي از پيوند بين وظايف سازماني نا آگاهند.
 
 
+ Gholamreza Hemmatee ; ٦:٤٤ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ٦ شهریور ،۱۳۸٢
comment نظرات ()

سهام فكری در سازمانها

 

  به كاركنان و مديرانی كه ايده های ارزشمند ، نوآوری و خلاقيت دارند

  سهام فكری اهدا كنيد .

+ Gholamreza Hemmatee ; ٧:٠٦ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ٤ شهریور ،۱۳۸٢
comment نظرات ()

استراتژی و اهداف در سازمانها

1-            

1-    ماموريت مهمترين دليل وجودي سازمان است و نقشي تعيين كننده در چگونگي تحقق اهداف       استراتژيك سازمان دارد.

سازمانهاي داراي هدف كلي و استراتژيك مشابه ،  بر اساس اهداف خود متمايز مي گردند

اهداف ميتواند عيني يا ذهني و  مادي يا معنوي باشد

اهداف نتايجي مي باشند كه بايد در محدوده زماني معين تحقق يابند

هدف كلي يك سازمان درواقع سيستمي از اهداف تعادل يافته و متفاوت واحدهاي سازمان است

ويژگيهاي اهداف :

   الف- قابل قبول باشد

   ب - دستيافتني باشد

   ج  - داراي تعريف صريح و روشن باشد. عاري از هرگونه كلي گويي باشند مانند“ گسترش

         فعاليتهاي سازمان“.

    د - برانگيزاننده باشد

    ه - اهداف متفاوت سازمان بايد در دراز مدت با يكديگر هماهنگي داشته باشند

    و - اهداف بايد درست انتخاب شده و متناسب با منابع،قابليتها،سابقه و تجربه كاری ماهيت 

         كاري كه انجام مي شود موقعيت اجتماعي و .. باشد.

    ز - براي دستيابي به اهداف بايد از پاره اي اهداف كم ارزش تر صرفنظر نمود.(هزينه فرصت)

    ح- اهداف اگر به صورت كمي يا كيفي تغيير نمايند بايد در ساختار سازمان و ديگر ويژگي هاي آن

         تاثير گذار  باشد

    طهدف كلي يك سازمان درواقع سيستمي ازاهداف تعادل يافته

         ومتفاوت واحدهاي سازمان است

    ي- در ميان اين اهداف وابستگي و روابط متقابل وجود دارد. هر هدف سطح زيرين با

        اهداف سطوح بالاتر در هماهنگي است.

   

 

+ Gholamreza Hemmatee ; ٧:۱۱ ‎ب.ظ ; دوشنبه ۳ شهریور ،۱۳۸٢
comment نظرات ()